خرید بک لینک

 برای زنده گی معنی یی به پا کردمخود را چو دریا بر زمین رها کردمجماعتی مثل برده گان فروخت مراآیینه وار شکستم ولی تماشا کردممن قایق شکسته ام ، کنار ساحلکه از شوق خاک ترک دریا کردمدیگر توان رفتن این راه بر زمین نیست رویای پریدن دارم پرِ پرواز تمنا کردم ای عشق مرا مددی بیش از این کنکه من هم بسیار بر خودم جفا کردمهدف از من  پادشاهی کنار تو بودخود را بنده پنداشته چون چرا کردم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا فدایی تاريخ: يکشنبه 11 دی 1401 ساعت: 2:33

این که خاک سهیش بر سر استمُهره دست روزگار منتظر استاین بستر خاکی من و جای ابدبی پنجره و بی نور و در استبس خیال و بس هدف و آرزو اماچسان سنگ و خاکم بر سر استدوستان به که ز من یاد کنید یادکاین نقطه بسی پر خطر استانسان هر چند که توانمند باشدبدین جا که رسد بی بال و پر استدل به گیتی سپردن ابلهیستآادامه مطلب

برچسب: برای,مزارم, نویسنده: پارسا فدایی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 15:45

آن فرخنده ترین فرُخ دنیاستآن رخشانه ترین گوهر یکتاستدیده شرابی ابرو هلٍالی چقدر ...بسرش شال صورتی زیباست . .او هنگامه حیات و جاویدان استاو محجوبه و زیبای بیکران است ادامه مطلب

برچسب: صورتی, نویسنده: پارسا فدایی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 15:45

در قلب چو خورشیدی از غرب بتابیدیدر دیده چه نازی بر خویش چو نازیدینامی تو جهانی شد عشق تو زبانی شددر مذهب عشاق چون بر خویش ببالیدیاز دور چه پیدایی ای عاشق شیداییتو مهر خدایی که بر دهر بباریدیتو ثانی جانی ما , هم حور زمانی ماهم دوام این روح را روزن امیدیخجسته جلالی تو چون آب زلالی توبرادامه مطلب

برچسب: خوابم, نویسنده: پارسا فدایی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 15:45

آه , ز سردی روزگار و این زمان

که با ما سرِ پیکار ندارد

هزار سنگ ستم بر ما زده هنوز

کاری به خلق دگر شار ندارد

در مزرعهٔ دوار بذر نکو کاشتیم

آن هم به گمانم که بازار ندارد

آنچه کاشتیم حاصل همه جهد شد

هیچ محصول نیکی خریدار ندارد

ما خسته ازین جور زمانیم همیش

اسب ما , جز رنج و عنا بار ندارد

کشتی عمر در بهر رنج روان است

همه سالک اند دیوانه و هوشیار ندارد




برچسب: سالک,سالک چیست,سالک درمان,سالکو,سالک کیست,سالک واگیردار است,سالک الی الله,سالکان انتشارات,سالک آگاه,سالک خشک, نویسنده: پارسا فدایی تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 1:29

این رسم دوری این صبوری آشنا چنان سنگ دل گشتی مرحبا تو که گفتی با تو دمسازم دمساز اینچنین مهجوری پس چرا ؟ با تو بودم یک جهان امید بود برمن آه ! که خیالی بوده محال این تمنا من که بی تو شیشه عمر را شکستم تو هم گاه گاهی از ما یادی نما ! من منتظرِ لیل وصالم همیش تا که هستم تا که میرم در قفا من آن آشفته و سر گشتهٔ رندم منتظر یکی روح دارم یکی جسم و یک قباادامه مطلب

برچسب: آشنای اول,آشنایی با لیلا,آشنایی با مادر,آشنای اول گیلان,آشنای محبوب,آشنایی با بورس,آشناپنداری,آشنایی با منوی کافی شاپ,آشنایی با توییتر,آشنایی با لیلا دانلود, نویسنده: پارسا فدایی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 21:08

دوش جمالش همچو ماه گردیده بود
نور حسنش بر فلک تابده بود
چون به عزم عرض بگذاشته قدم
زمین و هم زمان و آسمان لرزیده بود
من به کویش رفته بودم بهر طواف
دریغا ! نو عروسم زیر گل خوابیده بود
ظاهرش آن همه صورت حورست,گویا
ز بازار پرییان جمله را دزدیده بوده
چون به باغش گل سرخ رنگ کاشتم
تا بهار آمد همه را او بر چیده بود
او رفته بود تا رسم غمزه بجا آرد ,ولی
منتظر از فراقش جان بر لب رسیده بود

برچسب: جمال ماهر,جمال ماهلاغا جابري,ماهو جمال المرأة,ماهو جمال المراة بالنسبة للرجل,ماهو جمال الروح,ماهو جمال الرجل,ماهو جمال البنت,ماهو جمال المرأة الحقيقي,ماهو جمال الفتاة,ماهي جمال المراة, نویسنده: پارسا فدایی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 20:40

من غرق تماشای تو بودن می ارزد
در ره عشقت عالم همه فرسودن می ارزد
من محو تو ام تو محو عالم بالا شو
تورا با آفاق و پستی آزمودن می ارزد
در گیتی همه از غم نهان آسوده نیست
من در عشق تو هرگز نیاسودن می ارزد
منزل عشق چون در دو جهان پا برجاست
این فاصله دور را پیمودن می ارزد
تو نسیم صبایی به هر لیل و النهارم
این پینجره ام به هوای تو گشودن می ارزد
منتظر چو آهنگ عدم کردی برفتی ,آره
در فصل عدم وه, که خوش بودن می ارزد







برچسب: نویسنده: پارسا فدایی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 19:45

آنروز دنیا درنظرم شاد می آید نفس نفسم ز سینه آزاد می آید که دلبر بر ما نظر کند ز دل وه !چه غوغا و چه فریاد می آید میروم از کوی شما نزد حریفان که آنجا , آن خانه آباد می آید آخر عمر چو بخت گشایدم زمان دربرم آن مهر پریزاد می آید جهان پرویز زمان خسرو بر بندید که شرین دربر ِ فرهاد می آید منتظر چون سخنش رونق یافت ز هر سو نوای مبارکباد می آید ادامه مطلب

برچسب: ارزوی خیالی,آرزوهای خیالی, نویسنده: پارسا فدایی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 18:16

میگذارم دل در رهش گر قضا باشد این دل ریش ریش ما از شما باشد مرا دشنام میداد از سر عادت هر دم نمیدانم کان بدخوی مستانه کجا باشد آن شمس شهر آشوب و جلوه گر ما به ! چه فرهاد کش و دلربا باشد غنچه های گل خجل از ماه رخسارش بی حضورش جهانم در عزا باشد ای نقش آراسته و مزین الهی ز تو این بادیه عمر چه برنا باشد من فقیر در بارگاه اهل عرفان میروم چون نگهدارت خدای کبریا باشد برو گریه کنان پیش خدا منتظرا ! که دلبر غمزه ات حاجت روا باشد ادامه مطلب

برچسب: a v g,a v g free,a v gauge & fixture inc,a v g n,a v giants,a v g antivirus free download,a v g free download,a v g virus protection,a v group,a v george, نویسنده: پارسا فدایی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 14:11

بیا بیا جمال آفتابت را نمایان کن نگارا شب ما را سحر و مه را پنهان کن نگارا بیا رسم مسلمانی را بجا کن امشب به تماشای جمالت مرا مهمان کن نگارا به تمنای وصالت به دل گلها کاشتم همه گلها را بپایت افشان کن نگارا ترا کی باک باشد از حال پریشانی ما از کرم مارا در رهت قربان کن نگارا به خونابه کشیدی این اسیر خویش را بجان جانانت نظاره بر اسیران کن نگارا گفته بودی که آیی دربر ما روزی کنون آی و وفا بر , آن پیمان کن نگارا بدیدم چون جمالت صرصر عشق برپا شد کنون فکری به قفل این طوفان کن نگارا کاروان عمر عجب درگذر و من منتظر بیا با ما سفر در این کاروان کن نگارا... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا فدایی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 21:20

ای جهان محنت بسیار مارا کشت حسرت وصال یار مارا کشت شراب عشق مگر قسمت ما نیست ؟ همه مست و ما خمار مارا کشت ننگ داریم دیگر از حال آسوده این عنا اندک ولی بسیار مارا کشت پیوسته به فکر دیوانه گشتیم آخر این ناصح هوشیار مارا کشت درد عشقت را بجان میخریم دلدارا ! مبادا گران باشد این پندار مار کشت به صد سنگ شهاب مرگ محال بود مارا صد آه ! که نادانی دلدار مارا کشت روزی از پیش ما با ناز گذر کرد ناز آن ناز وفادار مارا کشت منتظر راه گلستان مجوی که آنجا شمیم یک گل بی خار مارا کشت . . . ادامه مطلب

برچسب: گل بیخار,گل بیخار کجاست,شعر گل بیخار,گلم گلم گل بیخارم, نویسنده: پارسا فدایی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 21:20

باز آمد و شعله به جانم زد

با طره زرین عنبر به جهانم زد

دلبر شهر آشوب و پر شرر ما

تا لب شکرخارا به لبانم زد

برچسب: نویسنده: پارسا فدایی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 21:20

ای آتش هرزه ریشه در هوس داری

تا چشم بگشایم آهنگ جرس داری

این قلب جای تو نیست شعله میفگن

چون کیش محمد .ص. تو قفس داری

برچسب: نویسنده: پارسا فدایی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 21:20

با سپاه غمزه ات جولان مکن منی ویرانه بیش ویران مکن هزاران دل ربودی از من هم یکی خدارا بس ! بسی عصیان مکن چو زلزال کرده یی دهرا ای مه اسفل و عرش را لرزان مکن فلک مغرور گشته ز تو ای شمس شب تار فلک را تابان مکن این شمع شباب خاموش گردد بر عاشق بیچاره دوران مکن کم است آنچه عدم گردد آخر بلبل ژولیده را بی آشیان مکن عشق دریای عظیم سرمد است این گنج بی همتا را ارزان مکن منتظر خاک درش محراب توست سجده بر خاک درش نِه ,کفران مکن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا فدایی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 21:20

صفحه بندی