دوش جمالش همچو ماه گردیده بود
نور حسنش بر فلک تابده بود
چون به عزم عرض بگذاشته قدم
زمین و هم زمان و آسمان لرزیده بود
من به کویش رفته بودم بهر طواف
دریغا ! نو عروسم زیر گل خوابیده بود
ظاهرش آن همه صورت حورست,گویا
ز بازار پرییان جمله را دزدیده بوده
چون به باغش گل سرخ رنگ کاشتم
تا بهار آمد همه را او بر چیده بود
او رفته بود تا رسم غمزه بجا آرد ,ولی
منتظر از فراقش جان بر لب رسیده بود
برچسب: جمال ماهر,جمال ماهلاغا جابري,ماهو جمال المرأة,ماهو جمال المراة بالنسبة للرجل,ماهو جمال الروح,ماهو جمال الرجل,ماهو جمال البنت,ماهو جمال المرأة الحقيقي,ماهو جمال الفتاة,ماهي جمال المراة,
نویسنده: پارسا فدایی