این رسم دوری این صبوری آشنا
چنان سنگ دل گشتی مرحبا
تو که گفتی با تو دمسازم دمساز
اینچنین مهجوری پس چرا ؟
با تو بودم یک جهان امید بود برمن
آه ! که خیالی بوده محال این تمنا
من که بی تو شیشه عمر را شکستم
تو هم گاه گاهی از ما یادی نما !
من منتظرِ لیل وصالم همیش
تا که هستم تا که میرم در قفا
من آن آشفته و سر گشتهٔ رندم منتظر
یکی روح دارم یکی جسم و یک قبا


برچسب: آشنای اول,آشنایی با لیلا,آشنایی با مادر,آشنای اول گیلان,آشنای محبوب,آشنایی با بورس,آشناپنداری,آشنایی با منوی کافی شاپ,آشنایی با توییتر,آشنایی با لیلا دانلود,
نویسنده: پارسا فدایی